تبليغاتX
::. عاشقانه يا پر از نفرت؟ .::

عاشقانه يا پر از نفرت؟

 

: درباره وبلاگ

 

من بردیا متولد فروردین سال 1363، فارغ التحصیل فلسفه ، متخصص سخت افزار و برنامه سازی پیشرفته کامپیوتر ..... .
به فیزیک، نجوم و سه بعدی سازی بسیار علاقه مندم ولی برنامه نویسی شغل اصلی من است.

مدتی است به شعر پارسی علاقه مندم.


My YaHoo ID: bardia_joon9


 

: منوي اصلي

 

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
آمار سايت
لوگوي وبلاگ
 

 

: نوشته هاي پيشين

 

مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

 

: پيوندها

 

سخنگاه من . همسر عزیزم
.:: عاشقانه یا پر از نفرت .::
سايه هاي سپيد
زیستن
ابر و باد و مهتاب
امید رویای نا تمام
من بی تو یعنی حسرت
خلوت تنهایی
خداي زيبايي ها
رز سفید
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
قلبانه
عشقولانه خفن
خیال خاموش
در جستجوی معنا
عادله تو را دوست مي دارم
اشک ستاره
خاطرات من و بابام
جوکستان
عاشقانه های رها پاییزان
ای کاش می شد لحظه ها دریا شوند
نه تیره ، نه روشن
حسرت
كلبه ي عشق
عاشقانه های قلب من
عاشقانه lovely
آرزو بارانی
سرزمین عکس و جک
یه سبد آرزوی کال
بیدل
اشک خورشید
لاله تب دار
قلب عاشق من
explosionskill-one
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه
SAXXIFRAGE
صدای باران
LOVE to LIVE
رز سفید
شعرهاي من
برگی از یک دفتر
آریا پسر جنجالی
شکوفه های احساس
سه شنبه ی خاکستری
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
مرگ ، عشق ، خدا ، زندگي
(¯`•.¸ یکی مثل تو ¸.•´¯)
.0.لجــــــــــــــن نـــــــــــــــــامه.0.
خانه شعر
سکوت . سعید جان
تراوشات یک ذهن بیمار
گل سرخ
روزنه ی تنهایی
سرمه
عشق من . ARMIN LOVE
آرام ولی ساکت
تا ابد بارانی
بارون احساس....
تو شعر نابی با ردیفی از تبسم...
*love*عشق به زهرا*love *
کافی شاپ 2 نفره
دوست داشتن برتر از عشق است
عاشق دل شکسته و تنها
آیات زمینی
عین شین قاف
ترانه شبهای تنهايی
نگین سبز
: نيلوفرانه :
•**کاش سرنوشت جز این مینوشت **•
"تیک تاک "
در "حضور"
دوستت دارم . فاطیما
واژه های خیس
_*-*_قاصدک آبی_*-*_
در زندگی زخم هایی هست که
لحظه
تنهائی . مهسا و وحید
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
دلتنگی . مهسا
love-story . بیتا
.•**•(¯`•. ساحل یخی.•´¯)..•**•.
دنیای نا اومیدی عشق من
ساحل عاشقان
rayka-software
عشق و تنهایی
غم انگیز
شعرهاي بي مخاطب
عاشقانه های من....غروب ماه
بی تو مهتاب شبی...
کلبه ی تنهایی های من
شوق پویا و مهرناز
قسم به روزهای تنهایی (سوگند)
لذت کاریکاتور
گندم زار دل من000شیمای مهربان
سفیر عشق
غوغای عشقبازان
چی شد که این جوری شد؟!
خدایا عاشق عشق تو ام
دلکده... رونیکا
چشمانتان را به میهمانی رنگ ها ببرید (مریم آزاد اندیش)
شرارت در حد باقالی !!
قلب من مال كيه؟
دوستون دارم...هديه
چتری برای دو نفر
شرمنامه های یک زن بدکاره
.:: وبلاگ قبلي خودم ::.

 

: موسيقي انتخابي

 


 

: لينک باکس

 

طراح قالب : برديا

 
 
 
حدیث پرواز

تمام شد

همه نامهربانی ها تمام شد

سایه اندوهگین غم از خانه ام رخت بست و رفت

اکنون تو آمده ای ، با قامتی شکسته

و من کوچه را به یمن حضورت آب و جارو کرده ام

چشمانم پر است از حدیث پرواز

تو ، صاعقه وار بر نشانه های بی نشان نشستی

و بیرق عشق را بر بام دلم به اهتزاز در آوردی

آری ، تو آمدی ، اما نه با پای خویش

بلکه بر دوش فرشتگان

که جملگی ترانه مهر می خواندند

تو شگفتی از من که بی هیچ بهانه برای ماندن ، ماندم

و من در عجبم از بازگشت تو

که آخرین سرود ایثار را در گوشم زمزمه کردی

تو هستی و انبوهی از نامه هایی که هیچگاه به دستت نرسیدند

من هستم و کالبدی سرد که عبور خون در رگهایش افسانه شده

وقتی گذشته ام را از کلام واژه ها شنیدی

اشک مجالی نداد تا از روایت تصویر بگویم :

هر روز پشت پنجره ، روبه جاده ای که تو را برنگرداند

« دو رکعت نیاز » می گذارم

و در قنوتش تمام دردواره هایم را به گریه می ایستم

پس خوب فهمیدی حال که بازگشته ای

چرا دیگر نمی گریم

فهمیدی چرا کلمات نمی توانند مرا یاری کنند

ناگزیر به تو چشم می دوزم

بلکه روحم تا رودخانه ای از تبار شقایق کوچ کند

فهمیدی چطور در بهار بر بلندای شعر دیدمت

که قلم بر دوش به یاری پروانه ها می رفتی

و در پاییز آوای روشنت را در جزیره ای دوردست شنیدم

که شبی سرد از طلیعه دلنواز صبح شادمان بودی

اگر این لحظه ها همه خواب است

اگر آمدنت رویا است

می خواهم از دیباچه تا پایان را بدوم

و مرگ را در آغوش بفشارم

ولی هرگز باز نگردم

بردیا ، 25 بهمن 1386 ، ساعت ۰۰:۳۵ بامداد ، تهران . فرشته . در حیاط خانه با متیو نشسته ایم 

 

پی نویس:

1- لطفا ولنتاین یا هرچیزی تحت این عنوان (سپندارمذگان) را به من تبریک نگویید!! استدعا می کنم این مسئله را جدی بگیرید.

2- این پست دکلمه ای ندارد.

3- یک خبر : خدمت !!مقدس!! سربازی من هم به پایان رسید ،

به همین مناسبت با متن آتی که در خانه اجدادی ( اراک ) نگاشته می شود یک هدیه خواهم داشت.

 

| +| نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386 به قلم بردیا  |   |  ارسال به دوستان
 
رستاخیز ناقوس ها

خواب دیدم بالاتر از رازقی در صف تشنه ها ایستاده ام

وسعت مقیاس تخیلم به پهنای روشنایی خورشید بود

از آنجا گورم را با چشم خودم دیدم

خنکای نفس های نیلوفری مرداب از جای جایش می تراوید

ستاره قطبی هنوز داغدار پاییز بود

شهیدان صنوبر را بگو

در سنگر سایه ها

سرشار از جشن واژه ها

با سلاخی گلایه ها

به جنگ زادروز زوال عاشقی می رفتند

طلایه داران ، همه یک نفس تراژدی هزار بار مردن سر داده بودند

در انقباض قفس ، ناگاه پیکانی رها شد

قلب غم را شکست

بی هیچ ریا سکان دار کشتی عشق شد

اهورا به یاری سماجت نور

جلوه های ترنم سایه روشن باران را پدیدار ساخت

نمی دانم چرا بیکرانگی  سحابی قاتل ، رویای شیرینم را چشم زد

سقوط کردم . . .

صدای زمین خوردنم آسمان هفتم را از جا کند

سیاه قلم شب ، بر روح کاغذی غروب خطی کشید

و با این تکلم پیوند خورد:

« زشتی فردا برازنده رسوایی دیروز »

مخاطب من بودم نه ضمیرم !

اکنون از نخستین خواب زیبایم پریده ام

برای صیانت از یک شروع تازه به پنجره فولاد حسرت ها دخیل بسته ام

نامش را " رستاخیز ناقوس ها " گذاشته ام

 

 

 

 

 

 

دکلمه این متن با صدای نویسنده

 

بردیا ، 3 دیماه 86 ، تهران  قلهک  ،  ساعت 3:46 بامداد

 

پی نویس :

1- این بار ، برای دکلمه ، بیشتر از پنج دقیقه وقت گذاشتم و حجم بسیار کمی پیدا کرده ، پس به گمانم از قبلی ها زیباتر شده است.

2-  پاسخ به سوالی ، در انتخاب دوستانم نهایت دقت را به کار برده ام ، پس طبق معمول هیچ کامنتی حذف نخواهد گردید.

۳- لطفاْ عذر خواهی ام را به خاطر پست زودرس بپذیرید.

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386 به قلم بردیا  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Bardia_M
All Rights Reserved